برای کودکم

چشم های فندقی

1392/4/21 2:44
نویسنده : لی لا
218 بازدید
اشتراک گذاری

بچه ی من

، برات گفتنی ها خیلی زیاد دارم ، ازروزی که توی خوابم اومدی ، از روزی که حس کردم بودنت رو می خوام ،و از روزی که خواستنم یک دنیا امید شد.

نمیدونم از کجا شروع کنم . شاید از جایی همین آخری ها ....

همین یکی دو ماه پیش ، وقتی که چشمهایی فندقی مردی منو به یاد چشم های زمردیت انداخت . درست وقتی که سر چشمهات با اون دعوایی عاشقانه داشتم ، چون اون چشم های منو برای تو می خواست و من چشم های اون رو .

همین جا شروع شد چشم زمردی من ، همین جا که نه خیلی قبل تر از اینجا، اما این جا دوباره جون گرفتی ، وقتی که اون مرد ، مردی که یک سال تمام گوشمو با زمزمه های عاشق چشم هام شدنش پر کرده بود ، با خنده و شوخی از تو و خواهر برادرات حرف زد.

همون روزا آنچنان شوق دیدنت رو تو دلم کاشت که تحمل زمان سخت شد . چشم زمردی من ، آنچنان بی قرارم کرد که مامان لی لات بی خیال ادامه تحصیل ، شغل و ماه عسل عاشقانه شد و تصمیم گرفت که زودتر دستهای کوچک رو بگیره .

بچه من اما ، زندگی همیشه اون جوری پیش میره که ما فکر نمی کنیم .

اون مرد نخواست که چشم های فندقیش رو به تو بده ، بد از یک سال انتظار درست وقتی قرار بود منو به دیدنت نزدیک کنه ، ما رو تنها گذاشت .

چشم زمردی من ، چشم های این روز های مادرت رو ، چشم های فندقی یک مرد بارونی کرده. همون مردی که وقتی چشم هاشو پشت شیشه مانتیتور غمزده میدید . بی تاب میشد و التماس هاش واسه خندوندن چشم ها شروع میشد .

تو هیچ وقت غصه نخور اما،  اگه تمام دنیا جلو راهم بایستن لذت دستای کوچیکت رو از دست نمیدم .

بچه من ، کوچولوی من ، انتظار سخته اما ، مامان خیلی وقته از عاشقی گذشته ، اما برای تو می جنگه .

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (2)

مامان حورا ناز
31 تیر 92 16:04
عزیز دلتنگم برات ارزوی رسیدن به چشم فندقی رو دارم که نوشته هات رنگ شادتری رو بگیره اگر اینهمه مشکل داری چرا چشم زمردی رو وارد دنیای مشکلاتت می کنی


ممنون از لطفت از حرف های دلگرم کنندتون و اینکه افتخار دادید نوشته هام رو خوندید
در مورد سوالتون هزاران سال زندگی آدم ها با غم و درد آغشته شده اما همیشه عشق به حیات و بقا ادم ها رو تا اینجا کشونده. اگه افتخار دادید و باز سر زدید خیلی زود متنی می نویسم که بهتر حسم رو در مورد اومدن چشم زمردی بفهمید
حامی
19 مرداد 92 15:18
بسیـــــــــــــــــــــــــــــــــــار عالی حستونو مینویسید...همه ی متنهاتونو خوندم....موفق و شاد باشید..
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به برای کودکم می باشد