برای کودکم

بهانه

1392/5/9 13:19
نویسنده : لی لا
198 بازدید
اشتراک گذاری

نازنینم

پست قبلی رو وقتی نوشتم که برای نوشتن این مطلب دچار تردید شدم ، ترسیدم، کوچولوی من از اینکه ذهنت رو با خیال عشق اسطوره ای آلوده کنم و تو رو از دنیای واقعیت ها دور . اما وقتی مامان حس کرد که چیزی با تمام وجود فهمیده پس تردید رو کنار گذاشت

ماهکم مامان این رو با تمام وجود فهمید که "عشق هیچ بهانه ای رو نمی پذیره"...

 

ماجرا این طوری شروع شد : چند شب پیش مهمان هایی از غرب داشتم ، مسیحی مسلک و نا آشنا به رسوم شرقی ، توی گرمترین ماه سال ، وقتی همزمانی با ماه رمضان و گرمایی بی سابقه ، روز ها رو به شدت طاقت فرسا کرده . می دونستم که تمام روز رو برای بازدید تو هوای آزاد و پیاده روی زیاد گذرونده اند. موقع صرف شام ازشون پرسیدم : راستی نهار رو چکار کردید ؟ " ما نهار نخوردیم " و خنده ای از شعف سر داد و گفت "ما هم روزه بودیم ".....

 

شب به خونه میام ، ایمیلم رو چک می کنم و به مرد چشم فندقی ای فکر می کنم که بعد از یک سال چشم به راه تعطیلات تابستانه موندن می پرسه :

Do you think that Ramadan could be Problem to us? Becuase I am not fasting

وجودم خالیٍ نازنینم ، خالی از هر خواستنی ، پوزخندی می زنم به خاطره صداهایی که مصرانه ادعای عاشقی می کنند ، چراغ رو می بندم ، وقت تنهایی خوابیدنٍ کودکم .

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (2)

مامان محمد جان
10 مرداد 92 15:45
سلام بانو دعا میکنم از دو دلی در بیایید خیلی حالت سختیه خیلی رها شدن از دو دلی قدرت میخواد قدرتش نصیب شما شه انشاءالله از دو راهی نجات پیدا کنی این اتفاق برای خیلی از دخترهای دم بخت می افته عبور از اون نصیب شما شه نماز جعفر طیار توی مفاتیح هست اون رو بخون نجاتت میده و بهت آرامش یا حق
حامی
19 مرداد 92 14:49
لینکتون میکنم با اجازتون
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به برای کودکم می باشد