برای کودکم

باز هم خاطره

1392/6/16 8:52
نویسنده : لی لا
195 بازدید
اشتراک گذاری

سلام ماه رویایی من

دلم خیلی تنگه خواستنت شده ، خیلی نازکم ، دیروز با دوستی حرف میزدم که خدا بهش یه دختر ناز داده ، و یه اسم زیبا که پر از احساسِ براش انتخاب کرده . صحبت از اسم شد و ناخواسته اسم تو رو بردم می دونی نازکم واقعا دلم میخواست که روزی این اسم رو صدا کنم ، گفتم این اسم کردیه ، و همین کافی بود که مردی با چشم فندقی با لهجه کردی رو یادم بیاره ... با یک اسم کردی که به سختی تلفظ می کردم ... و فکر و فکر و فکر ،... و خاطره و خاطره و خاطره ، و همه چیز درستِ درست بود ، آخ چشم زمردی من همه درست بود هنوز نمیفهمم چی شد و چرا شد . آخ از این غرور لعنتی که نمیزاره ازش بپرسم چی شد ؟ چه اتفاقی افتاد که منو از چشم زمردیم محروم کردی ؟؟!؟

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (1)

مهدی
15 شهریور 92 23:42
حال آدمو میگیرید هرچی غم دنیا سراغ ادم میاد



ببخشید که باعث ناراحتیتون شدم . روزهای خوب هم میاد دادیم چین برامون بسازه
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به برای کودکم می باشد