برای کودکم

سرآغاز

1392/4/20 19:47
نویسنده : لی لا
235 بازدید
اشتراک گذاری

امشب پی بردم که وجود داری : بسان قطره ای از زندگی که از هیچ جاری باشد . با چشم باز، در ظلمت محض دراز کشیده بودم که ناگهان در دل تاریکی، جرقه ای از آگاهی و اطمینان درخشید: آری، تو آنجا بودی . وجود داشتی . گویی تیری به قلبم خورده بود .

از کتاب"نامه به کودکی که هرگز زاده نشد"اثر خانم اوریانا فالاچی

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)

niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به برای کودکم می باشد